در قرن بيست ويکم آسمان خراش هايي که بين 400 تا 800 متر ارتفاع دارند هرگز مانند اين دوره شايسته اين نام نبوده اند. ده برج مرتفع جهان که در پنج قاره کره زمين واقع شده اند ، نمادهاي شکوه ، ثروت و احترام هستند.




در رده بندي مرتفع ترين
برج هاي جهان مقام نخست به برج دبي تعلق دارد. عمليات احداث اين برج در سال
2004 آغاز شد و براساس برنامه بايد در سال آينده خاتمه يابد. سازندگان آن
ارتفاع نهايي اين برج که هم اکنون از 630 متر فراتر رفته است را فاش نکرده
اند، اما پيش بيني مي شود که ارتفاع نهايي آن حدود 800 متر باشد.






دومين برج مرتفع جهان در
اروپا واقع شده است. عمليات احداث برج « راشيا تاور» از سال 2007 توسط شرکت
فاستر اند پارتنرز در محله تجاري شهر مسکو آغاز شده است. ارتفاع نهايي اين
برج 612 متر خواهد بود.







ساتياگو کالاتراوا،
آرشيتکت اسپانيايي طراح برج « شيکاگو اسپاير» است که در خاتمه عمليات
اجرايي اندکي بيش از 609 متر ارتفاع خواهد داشت. « شيکاگو اسپاير » مرتفع
ترين برج ايالات متحده و سومين آسمان خراش جهان خواهد بود. احداث اين برج
که در نزديکي دهانه رود شيکاگو رايور در حاشيه درياچه ميشيگان واقع شده در
سال 2011 خاتمه مي يابد.





« پنتومينيوم » چهارمين
برج مرتفع جهان نيز در دبي و در قلب منطقه مارينا قرار دارد. احداث اين برج
که در نهايت 516 متر ارتفاع خواهد داشت از سال 2007 آغاز شده است.






باز هم اين شيخ نشين دبي
است که پنجمين برج مرتفع جهان در آن واقع شده است. برج العالم که در منطقه
« بيزنس بي » دبي قرار دارد در پايان عمليات اجرايي اش در سال 2011 با 108
طبقه 501 متر ارتفاع خواهد داشت.





احداث برج شانگهاي ورلد
فايننشال سنتر در بندر شانگهاي چين از سال 1997 آغاز شده و بايد در سال
جاري خاتمه يابد. اين برج با 492 متر ارتفاع بلندترين برج قاره آسيا و
ششمين برج مرتفع جهان مي شود.





برج اينترنشنال کامرس سنتر
در هنگ کنگ که احداث آن در سال 2010 خاتمه خواهد يافت با 484 متر ارتفاع
مقام هفتمين برج مرتفع جهان را به خود اختصاص خواهد داد.



برج گوانگژو در شهر کانتون
چين در حال احداث است. اين برج با 450 متر ارتفاع نهايي هشتمين آسمان خراش
جهان خواهد بود که البته با آنتني که برفراز آن نصب مي شود ارتفاعش به 610
متر بالغ خواهد شد.





احداث برج تايپه 101 در
شهر تايپه ، پايتخت تايوان در سال 2004 خاتمه يافت. اين برج با 448 متر
ارتفاع براي مدت کوتاهي مرتفع ترين برج جهان بود ، اما اکنون در مقام نهم
جاي گرفته است.





برج « فريدوم تاور » در
محله منهتن نيويورک و در محل سابق برج هاي دو قلوي مرکز تجارت جهاني که در
حادثه 11 سپتامبر 2001 نابود شدند ، در دست احداث است. احداث فريدوم تاور
از آوريل 2006 آغاز شده است.

معماری مسجد: قبله رو به رودخانه

این طرح به صورت ماتریسی پایه گذاری شده است که از یک سو از محور جهت عبادت و از سوی دیگر از پیچ رودخانه حاصل می گردد. این دو خط مسیر در جایی که همدیگر را قطع می کنند، تفکیک شده و حجمهایی را پدید می آورند. نقطة تقاطع یا رأس این میدان مسیرها، مسجد است. به همین دلیل مفهوم فضایی آن، در آن سو و فوق هر عنصری که مسجد را می سازد، قابل مشاهده است.

 

مذهبی و غیرمذهبی: مسجدی در بلندی

کاربری مذهبی و غیرمذهبی این بنا از یکدیگر تفکیک شده اند. مهمترین بخشهای غیرمذهبی آن، در قسمت ورودی قرار گرفته اند، که شامل تالار ورودی، بخش شنیداری، فضاهای غذاخوری و غرفه های نمایشگاهی می شوند. مسجد و حیاط، بالاتر از سطح زمین ساخته شده اند و به همین دلیل از محیط پیرامون خود مرتفع تر هستند. به این ترتیب مسجد، مکان مقدّس و معلّقی را بر بالای شهر به وجود می آورد. حیاط، فضایی داخلی و غیرعمومی است که از بخشهای پایین تر غیرمذهبی قابل دسترسی بوده و در واقع به عنوان ورودی مسجد استفاده می گردد. حیاط مرکزی، به عنوان یک ورودی، به صورت مکانی برای تفکّر و عبادت، همچنین به عنوان گذرگاهی بین دنیای بیرون و درون مسجد محسوب می شود. این حیاط، فضای محفوظی پدید می آورد که به وسیلة دیوراهای بخش شنیداری، کتابخانه و مهدکودک محصور شده است. ریشة این ترتیب مکانی به مساجد تاریخی محصور بین چهار دیوار بر می گردد. علاوه بر این، این حیاط به هنگام عید فطر و یا نماز جمعه، که مسجد ظرفیت پذیرش تمامی نمازگزاران را ندارد، فضاهای باز اضافی را برای نمازگزاران فراهم می آورد.

 

به کمک پلان، تفکیک دقیقی در تقسیم بندی فضا بین فضاهای کاربردی و عمومی مسجد، که از سطح خیابان قابل دسترسی هستند، به دست می آید. فضاهای کاملاً کاربردی، از طریق یک سری فعّالیّتهای فرهنگی، اجتماعی و آموزشی، همچنین از طریق ارائة خدمات و تأمین احتیاجات، همان گونه که در دستور کار تقاضا می شوند، به صورتی کاملاً واضح، تعیین مکان گردیده اند. در طراحی این فضاها، اصول معماری سنتی اسلامی، که طبق آن گذرگاه ها و معابر قابل دسترسی، در طراحی فضاهای ورودی نقشی حیاتی دارند، رعایت شده است. شبستان نماز، به عنوان نقطة هدف ورودی، در مکانی جداگانه قرار گرفته،که به محوطه ای محصور اختصاص داده شده است، در حالی که این شبستان با ساختمان زیرین نیز در ارتباط است.

 

طرح کلّی نقشه

در اجرای این طرح، تأکید بر این بوده است که کیفیّت تأمّل برانگیز بنا، همان گونه که طبیعت فرهنگی و معنوی پروژة مورد نظر می طلبد، تضمین گردد. انزوا و گوشه نشینی آشکار شبستانها- نقاط مرکزی پروژه- فضای مجزّایی را به وجود می آورد که از شلوغی و هیاهوی عمومی به دور است. ساختار حیاط، تفکیک دیداری آن را بیان می دارد؛ که این تفکیک، عدم ایجاد مزاحمت مکانهای عبادت برای آقایان و بانوان را نیز فراهم می آورد، در حالیکه علاوه بر آن، به هنگام نیاز نیز فضایی اضافی را برای عبادت تأمین می کند.

 

مسیر دیوار قبله در طول شبستان، حالت برپایی ردیفهای نمازگزاران را در جهت لازم، یعنی مکّه، مشخص می سازد. در طرح پیشنهادی، مکان عبادت بانوان، نه تنها یک سالن جدا شدة محض نبوده، بلکه تالاری خاصّ خود است. این سالن، نوع نگاه نوآورانة طرح کلّی را غنا بخشیده و در عین حال از سهم فرهنگ مادی و معنوی زنان در جامعة اسلامی، نقشی که زنان آن را از آغاز اسلام دارا بوده اند، تقدیر می کند.

 

آب

منظور کردن آب در طراحی، اهمیّت این عنصر را در معماری اسلامی تأیید می کند. قرآن آب را مایة حیات می نامد. کانالهای آب در میان پلان، بر روی سطح زمین و در داخل حیاط کشیده شده و خطوطی موازی با دیوار قبله می سازند. طرح ریزی دقیق و محتاطانة آب جاری، انحراف آرام و لایمی را پدید می آورد.

 

خوشنویسی

خوشنویسی اسلامی، خود را به صورت مجازی در خطوط روان و در برشهای عرضی بنا نمایان می سازد. خوشنویسی به عنوان تزئین، بر روی دیوارهای داخلی، به خصوص دیوارهای داخلی شبستان دیده می شوند. به همین منظور خط بسیار زیبای ثلث در نظر گرفته شده است. آیه هایی از قرآن به عنوان مکمّل، همچنین به عنوان تضادی با معماری، توسّط یکی از اساتید خوشنویسی سنتّی انتخاب و به صورت دستی اجرا شده است.

 

نمونه ها

نمونه های هندسی اسلامی نوعی تصویرگری و اسلوب شناسی است که معمولاً در بناهای نهایی موجود، نهفته می مانند. در اصل آنها در معماری اسلامی، ماتریسی برای ایجادِ قانونیِ هماهنگی (هارمونی) و تناسب بوده اند. خوشنویسی در این نوع طراحی، نقطة ارتباط و سرچشمة الهام و معنویت بوده است.

 

ساختار

عنصر اساسی ساختار، قوس است. قوس، شیارهایی را در دیوار قبله به وجود می آورد. ساختار ثانویه، عناصر ساختمانی اولیّه را در کنار هم نگه داشته و شکستگی که به وسیلة دنده ها به وجود آمده است را تکمیل می کند.

 

فراز: روایتی از نور و صدا

مسیر و یا صعود به مسجد در قالب روایتی از نور و صدا شکل می گیرد. شیب شالودة بنا، به سمت رود و به سمت محدودة ورودیِ همتراز زمین است. از طریق شکافهایی در زمین مسجد که در بلندی واقع شده است، نور و صدا به فضای پایین راه پیدا کرده و به این ترتیب بنای بالای خود را به صورت غیرمادّی در می آورد. عناصر مورد استفادة غیرمذهبی، به عنوان واحدهایی نیمه مستقل در کنار مسجد گذاشته شده اند. آنها به عنوان توده ای از تکّه هایی با بافتهای نور و رایحة مخصوص به خود عمل می کنند؛ شبیه عمارتهای کلاه فرنگی در داخل یک اَرگ.

 

نورِ روز حیاطِ واقع در بلندی، به وسیلة سطوحی سخت و سفید و یا دیوارهای خالی بناهای همجوار محصور می شود. این بناها، مانعی صوتی بین خطوط راه آهن، خیابان و مسجد به وجود می آورند. خود فرم مسجد نیز از الگوهای صدایی، بازتابها و بازی نور روز اقتباس شده است. دیوار قبله به گونه ای جاگذاری شده که پوششی از طنین و صدا را در داخل مسجد فراهم می آورد. این دیوار به کمک نوری که از شکافهای بین قوسهای ساختمان به داخل می آید، روشن می گردد

.

مادیّت: سطوح شکسته و هندسی

به منظور ایجاد یک فضای شکسته، از ایدة هندسة اسلامی استفاده شده است. از این شکست، قوسهای بتون آرمه ای، به عنوان ساختار اصلی، پدید می آید. این ساختار اصلی، مجدّداً لایه ای ثانوی از قاب بتونی، شیشه و سرامیک را حمل می کند. به این ترتیب موزاییک یا پوستة ناتمامی ایجاد می گردد که ترکیب غیرمنتظره ای از نور و صدا را تولید می کند. رنگ آمیزی بنا از طریق بتون رنگ شدة سیاه و سفید، تعداد اندکی سرامیک فیروزه ای رنگ و همچنین از طریق عناصر شیشه ای درخشان و شفّاف حاصل می گردد.